- ۰ نظر
- ۱۰ شهریور ۰۱ ، ۰۴:۰۹
با سپاس از"خانم قائدی" مُجری توانمند و هنروَرز شبکه ی جهانبین
شعر : شادان شَهرو
به ادامه مطلب بروید
همه در" کیش" می گردند و من در"خویش" می گردم
حقیقت , گُرگ اگر باشد ,...
به مِیلم , میش می گردم.
در این دُنیا، که نوزادان, نه با لبخند می زایند
برای مرگ شاید مادران فرزند می زایند.
...
به ادامه مطلب بروید
اولِنا پودلوژنایا / موزیسین ستایشگر طبیعت :
اولِنا اوتایOlena Podluzhnaya / در سال 1986 در شهر یاکوتسک ( در جمهوری یاکوتیای روسیه ) به دنیا آمد . هنرمندی شناخته شده در سطح بین المللی که با چنگ سنتی و با تقلید از سنت های شاماتی منطقه ی خود و الهام پذیری از طبیعت و صدای پرندگان و حیوانات و درختان و گل ها و ... آثار زیبایی را آفریده است . او هنرمندی است شگفت انگیز وارث سنت های باستانی زادگاهش سیبری . او با چنگ سنتی که آنرا از کودکی نواخته است , می خواند و می نوازد . صدای او گاه همچون صدای یک حیوان وحشی قدرتمند و گاه مانند وزیدن نسیم در میان برگ ها نرم است . او کنسرت خود را با پوشیدن لباس خز و جواهرات آغاز می کند و در بین هر قطعه از موسیقی خود , سپاسگزاری از مادر طبیعت را و پاسداشت آنرا آموزش میدهد .
مهارت او در بازتولید صدای حیوانات ( هق هق جُغد , صدای کلاغ , شیهه ی اسب , زوزه ی گرگ و..) در خالص ترین حالت آن , بسیار چشمگیر و گوشنواز است .
توانایی استثنایی او باعث شده است که او را به بزرگترین جشنواره های جهان دعوت کنند . به قطعه ای از قطعات موسیقی الهام گرفته ی او از طبیعت گوش می سپاریم .
زنده یاد بهرام فرهوشی، استاد زبانهای ایرانی و فرهنگ ایران باستان، به سال ۱۳۰۴ در خانوادهای فرهنگمدار زاده شد. وی در دانشگاه سوربن دکتری خویش را در دینها و زبانها و شهرآیینی ایران باستان گرفت و سپس به سوئیس رفت و در دانشگاه برن بر گویشهای ایرانی پژوهید. فره وشی در سال ۱۳۴۱ به ایران بازگشت و در دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران دستیار و سپس جانشین استاد زندهیاد ابراهیم پورداوود شد و بیش از ۲۰ سال به آموزش زبانهای اوستایی، پارسی باستان، پارسیگ، استورههای ایرانی، دبیرههای باستانی، گویششناسی ایرانی و شهرآیینی ایران باستان پرداخت. استاد فرهوشی، سرانجام، در هشتم خردادماه ۱۳۷۱ در ۶۶ سالگی به جهان مینو شتافت.
در زیر گفت وگوی عاطفه گرگین با دکتر بهرام فره وشی پیرامون دبیرهی پارسی را میخوانید که در روزنامه آیندگان (۳۰ مهر ۱۳۴۸) چاپ شده است.
عقیده و ایمان من این است که :
در صورت استقرار صلح و آرامش ممتد در جهان،
نیروی معنوی و فرهنگی ایران , ( که در قرون اخیر در حال سکون بود )خدماتی به علم و فرهنگ دنیا خواهد کرد که لااقل مساوی با خدمات گذشته اش باشد
و فکر میکنم : تمام کسانی که در مغربزمین افتخار آشنایی عمیق با فرهنگ ایرانی را دارند با من همعقیدهاند.
ایران , تانک یا بمب اتمی نساخته ...
ولی وسایلی بهوجود آورده که انسان از زندگانی بهره برگیرد
یعنی هنر و علوم و دانش پزشکی برای آسایش بشر – شعر و نقاشی و موسیقی و تمام آنچه به زندگی ارج میدهد مشروط بر اینکه مردمان با یکدیگر در صلح زیست کنند.
پی نوشت :
در میان مستشرقان جهان، سه خاورشناس انگلیسی یعنی پروفسور براون، پروفسور نیکلسون و پروفسور آربری به ادبیات، فرهنگ و تصوف ایرانی خدمات نمونه و بینظیری کردهاند. کوششها و زحمات خستگیناپذیر این سه دانشمند در اواخر قرن نوزدهم با مطالعات و تحقیقات براون در رشتهی خاورشناسی – که از استادان برجستهی دانشگاه کمبریج بود – آغاز گردید. سپس نیکلسون کار استاد خود را ادامه داد و عاقبت آربری، که شاگرد نیکلسون بود، نتایح زحمات پیشکسوتان خویش را تکمیل کرد.
آثار برجستهی آربری به شرح زیر است:
۱- ترجمهی منتخبی از تذکرةالاولیای عطار.
۲- شیراز: شهر ایرانی اولیاء و شعرا. (جمعآوری مقالاتی چند دربارهی حافظ ، سعدی، ابنخفیف، روزبهان و توضیحاتی دربارهی شیراز)
۳- ترجمهی شکوىالغریب نوشتهی عینالقضات همدانی به اضافهی مقدمه و حواشی.
۴- ترجمهی منتخب کتاب التعرّف لمذهب اهل التصوف نوشتهی ابوبکر کلابادی.
۵- جمعآوری و نگارش کتاب «میراث ایران» که مجموعهای است از مقالات و موضوعات مختلف دربارهی رهاوردهای فرهنگی و تاریخی (مزدایی و اسلامی) ایران.
۶- ترجمهی ۵۰غزل حافظ.
۷- مثنوی معنوی به نثر انگلیسی در دوجلد.
۸- ترجمهی قرآن مجید.
۹- ترجمهی اشعار شعرای صوفی دیگر نظیر مولوی، عطار، بابا طاهر و ابنالفارض.
۱۰- تألیف کتاب «تحقیقی در ادبیات فارسی».
۱۱- چند کتاب درزمینهی معرفی تاریخ و عقاید تصوف، بهخصوص کتاب: Sufism: An Account of the Mystics of Islam این کتاب از آن جهت حائز اهمیت است که در سال۱۹۴۱ چاپ شدهاست و در آن دوران، در مغربزمین اطلاعات جامعی دربارهی تصوف وجود نداشته است. از این رو، این کتاب بهمنزلهی معرفی تصوف به غربیان محسوب میشود.
آربری تا زمان وفات خود، یعنی سال۱۹۶۹میلادی، در دانشگاه کمبریج به کار و خدمت در زمینهی شناخت فرهنگ و تصوف ایران پرداخت. خدمات وی به فرهنگ ایران قابلتقدیر و ستایش است و نام او در جرگهی خدمتگزاران فرهنگوادب ایران جاودانه باقی خواهد ماند.
✍️ اسکندرخان و نوش آفرین ( ۱ )
✍️ مهراب عالی ( ابیات : شادان شهرو )
برای روزگاری طولانی، سرزمین بختیاری پهنه ی وسیعی از خاک غرب و جنوب غرب ایران، شامل بخش هایی از چند استان امروزی از جمله خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان و لرستان را شامل می شد. مرکز حکومت بختیاریان، منطقه چغاخور در استان چهارمحال و بختیاری بود.
در زمان حکومت صفویه به جهت سهولت وصول مالیات از ایل بختیاری، این ایل به دو شاخه هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم شد که هر شاخه نیز چند باب داشت...( به ادامه ی مطلب بروید )
فرزند حبیب الله خان، متولد سال 1285ق، شاعر و محقق، معروف به «ضیغم الدوله». وی از کودکی علاقه بسیاری به کسب دانش و تعلیم و تربیت داشت. در جوانی جزو سواران بختیاری پارکابی ناصرالدین شاه گردید و به دلیل داشتن سواد و دانش خیلی زود به مجلس خوانین بختیاری راه پیدا نمود و مأموریت های مختلف را انجام می داد و سمت های گوناگون حکومتی به دست آورد. علاقه وافری به تاریخ نویسی داشت، بنابراین شرح حال خود و طایفه و اجدادش را به نگارش درآورد که به نام «تاریخ ایل بختیاری» به چاپ رسیده است. وی در سال 1351ق درگذشت و در قبرستان تخت فولاد اصفهان در تکیة میر فندرسکی مدفون گردید.
عید ما روزیست که, باشیم صاحب اختیـار
چون خران بارکِش ، ذهنـی نبـاشد زیـر بار
عید ما روزیست که,هرکس که علم آموختی
افتخــار مــا به او باشد , نه به ایــل و تبـار
عید مـا روزیست که, درصنعت و فنآوری
درجهـان، باشیـم الگوی بـِلاروس و مَـجـار
عید مـا روزیست که,........................
به ادامه ی مطلب بروید
یک وطن پاییز دارم در خودم
قصد رستاخیز دارم در خودم
« شَهوت جاری شُدن »، وقتی که طُغیان می کُند
رودِ « کارون » می شود ، خیزابه های کوهرنگ
...
به ادامه مطلب بروید
آخر هفته ولی اولِ آذرماه است
آفتابِ دمِ صُبح...
نوش نمبارشِ دیشب را خورد
بر سرِ شاخه ی بید
آخرین برگ مُبارز پژمرد
...
به ادامه مطلب بروید
این « حرص کُهنه » چیست مَرا پیر کرده است
این « رفته دل » کُجاست؟ چرا دیر کرده است!!
تا حرص کُهنه ام - رَجَز اَشکبوس - خواند...
کبکم خروس خواند
...
به ادامه مطلب بروید
گفتگو دارند، .. اما بی صدا...
چشم ها .. وقتی « شکایت » می کنند
پلک ها .. وقتی « پیامک » میدهند .
...
به ادامه مطلب بروید
به قلم شادان شهرو :
✍️ عروض نیمایی , در امتداد عروض کلاسیک است .
خود شعر نیمایی هم در امتداد رو به رشد شعر کلاسیک است .
یعنی , شعر کلاسیک , هم در عروض و هم در قالب و هم در محتوا , خودش را بهینه کرد و اسمش را گذاشته ایم نیمایی .
نیما خودش میگوید : که من عروض خلیل ابن احمد فراهیدی را توسعه دادم . نگفته است که من یک عروض جدید آورده ام .
متاسفانه خیلی ها , حتی در میان فارغ التحصیلان دانشگاه ها فکر میکنند شعر نیمایی چه در قالب و چه در عروض جدا از کلاسیک است .
حالا چرا این اتفاق افتاده است ؟...( به ادامه مطلب بروید...)
وجود فعل مرکّب و تعیین
ملاک هایی روشن برای تشخیص این نوع فعل از گروه های فعلی و افعال ساده یکی از
جنجال برانگیزترین مباحث دستور ؛ بخصوص در سال های اخیر بوده است. نویسنده ضمن
اشاره و پاسخگویی به برخی از شبهات موجود در ماهیت آن، کوشیده است دایره افعال
مرکب فارسی را از آنچه معتقدان عدم گسترش پذیری فعل مرکب بدان قایل اند، وسیع تر
گرداند و با تحلیل ساختار این نوع فعل از دیدگاه معنا وصرف، به شناسایی هر چه
بیشتر این واقعیت زبانی وچگونگی عملکرد آن در زبان مدد رساند.
مقدمه:
✳️ «فعل مرکب به فعلی گفته میشود که از پیوند یک فعل «همکرد» مانند: کردن، کشیدن، دادن، زدن، خوردن، بستن و... با یک اسم یا صفت یا قید و جز آن که «فعلیار» نامیده میشود، پدید میآید که ماحصل ترکیب یک فقرة واژگانی متفاوت با اجزاء ترکیب است که مفهوم فعلی تازهای را در زبان بهوجود میآورد. اینگونه ساختمان فعل که در بعضی زبانهای دیگر نیز مثالهای معدودی دارد، از مختصات زبان فارسی است»...
( به ادامه مطلب بروید )
دکتر : محمد رضا باطنی / زبانشناس
✳️ دربارهً زیبایی، شیرینی، گنجینهً ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع بینی به مطالعهً توانایی های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعهً ما باشد؟ آیا در آن کاستی هایی یافت می شود، و اگر یافت می شود چگونه می توان آنها را برطرف ساخت؟
یکی از ویژگی های زبان، زایایی یا خلاقیت آن است. خلاقیت زبان را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد ( از جنبهً ادبی، نحوی، واژگانی و شاید هم از جنبه های دیگر). بحث ما دراینجا به خلاقیت یا زایایی در واژگان زبان محدود می شود. زایایی واژگانی به اهل زبان امکان می دهد تا همراه با تغییراتی که در جامعهً آنها رخ می دهد واژه های تازه بسازند و کارایی زبان خود را با نیازمندی های خود متناسب گردانند.
✳️ از نظر زبانشناختی،... ( به ادامه مطلب بروید )
«نقش سیاست در ارتباط»(۱) نوشته کلاوس مولر، جامعهشناس امریکایی، یکی از کتابهای ارزندهای است که توفیق مطالعه آن نصیب نویسنده این گفتار شده است. کتاب در چهار فصل تدوین شده است.
✳️ فصل اول «ارتباط تحریفشده» نام دارد و در آن نویسنده نشان میدهد که چگونه بعضی از نظامهای سیاسی با دستکاری کردن و سوءاستفاده از ابزار زبان، مردم خود را فریب میدهند. سه فصل دیگر کتاب به ترتیب «طبقه اجتماعی: تعیین کننده ارتباط سیاسی»، «حفظ وضع موجود» و «بحران در اقتدار دولت» نام دارد. در پایان کتاب نیز نویسنده مطالب خود را در چند صفحه جمعبندی کرده است.
✳️ در این گفتار ما به فصل اول این کتاب «ارتباط تحریفشده»، که با زبان سروکار دارد، توجه داریم. ولی پیش از آنکه از کتاب نمونههایی نقل کنیم باید اندکی توضیح بدهیم که منظور از دستکاری کردن یا سوءاستفاده از ابزار زبان چیست... به ادامه مطلب بروید
به قلم مهوش شاهق
آنه ماری شیمل Annemarie Schimmel
ادب و اسلام شناس آلمانی
تصویر پردازی در شعر و ادب فارسی :
خانم آنه ماری شیمل که سال ها استاد و صاحب کرسی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های گوناگون بوده است، کتاب های متعددی در زمینه ی ادب فارسی نگاشته است که یکی از آن ها کتاب "زربفت دو رنگ" او است. این کتاب درباره ی تصویر پردازی در شعر و ادب فارسی است.
حانم شیمل در این کتاب دانش وسیع خود را در شعر و ادب فارسی با ظرافت زنانه، لطافت طبع، نازک اندیشی و تیزبینی در هم آمیخته و کتابی فراهم آورده که هر پژوهشگر و دانش جوی شعر و ادب پارسی باید آن را در دسترس داشته باشد.
آشنایی خانم شیمل با شعر فارسی، در جوانی و... ( به ادامه مطلب بروید )
✅ ایران مدیون معمولیهای وفادار:
🔰فارغ از چهرههای سیاسی، فکر میکنید جهانیان این روزها ایران را با چه نامهایی به خاطر میآورند؟ #عباس_کیارستمی؟ #احمد_شاملو؟ #علی_دایی؟ #تتلو؟ #محمود_دولتآبادی؟ #دنیا_جوانبخت؟ #محمدرضا_شجریان؟ #بابک_زنجانی؟ #اصغر_فرهادی؟ اختلاسگران و ربایندگان ثروت کشور و اعتماد مردم؟
🔰 درک میکنم که حتی از همجواری برخی از این نامها کنار هم رنجیده شوید اما بسیاری از از ما با #لایک و #فالو یا جستوجوی نام در اینترنت «چهره» میسازیم، افرادی را به شهرت میرسانیم یا معروفیت آن ها را تکثیر میکنیم. حتی افراد نه چندان خوشنامی که دوست نداریم مردم دنیا، ایران ما را با آن ها بشناسند.
🔰امروز کمتر کسی است که برای جستوجو در مورد مردم یک کشور یا مفاخرش یا مشاهیر به کتابخانهها برود. همه در اینترنت #سرچ میکنند و هر چه یک نام بیشتر تکرار شده باشد شانس بیشتری برای دیده شدن دارد. اینترنت خیلی اهل داوری اخلاقی نیست. بیش از احساسات، به تعداد کلیکها تکیه میکند حتی اگر ما خوشمان نیاید. اصلاً دوست دارید ایران را با چه کلماتی بشناسند؟
🔰 اما فارغ از همه نیکنامان و بدنامان که دیده میشوند، این گمنامان و بینشانها هستند که یک سرزمین را بر دوش میگیرند و از گذرگاهها رد میکنند. کسانی که کسی نامشان را نمیداند.
سربازانی که زیر سایه فرماندهان نادیده گرفته میشوند، معلمانی که فروتنانه نردبان بالا رفتن مغزها شدهاند، مربیانی که چنان از یاد میروند که انگار هرگز زاده نشدهاند اما شاگردان آن ها به ستارههای ورزش تبدیل میشوند، عوامل فنی که یک فیلم را میسازند اما حتی نامشان در تیتراژ هم نمیآید و در نهایت جایزهها به خانه بازیگران و کارگردان ها میروند و ... به ادامه مطلب بروید
وحید بهمن :
🎶 کاری که محسن یگانه با این تک آهنگ برای شناساندن زبان پارسی و ایران در جهان کرد را کل شبکههای ماهوارهای و خبری از جامجم و سحر تا العالم نتوانستند در این ۲۵ سال انجام بدهند
🔸 بیش از ۸۳ میلیون بازدید و بیش از ۳۷۰۰۰ کامنت پر از عشق و مهر و دوستی از سراسر جهان، از آنگولا و ترکیه و آلمان تا آرژانتین و آمریکا و برزیل و کرهی جنوبی و..
مقدمه
در هر زبان بین گفتار و نوشتار تفاوتهایی دیده میشود. چون و چند این تفاوتها در زبانهای گوناگون فرق میکند ولی تفاوت بین گفتار و نوشتار به طور کلی در هر زبانی وجود دارد و دلیل آن هم اینست که نوشتار محافظهکارتر است و پابه پای تحولات گفتار دگرگون نمیشود. این تفاوتها ممکن است مربوط به تلفظ باشد چنانکه ما در فارسی گفتاری میگوییم «میره» / mire / ولی مینویسیم «میرود» / miravad /. یا ممکن است مربوط به کاربرد واژه باشد چنانکه در فارسی گفتاری واژههایی مانند «یالقوز، خیت، چاخان، الم شنگه» را به کار میبریم ولی آنها را نمینویسیم. نیز ممکن است این تفاوتها از نوع دستوری باشد. مثلاً در فارسی گفتاری برای معرفه کردن اسم میتوان واکه / e / را به دنبال اسم اضافه کرد (مانند: کتابه اینجا است) ولی در نوشتار برای معرفه کردن اسم یا آن را بدون هیچگونه علامتی به کار میبریم (مانند: کتاب اینجا است) و یا کلمه «آن» را پیش از آن قرار میدهیم (مانند: آن کتاب اینجا است).
همچنین ممکن است برخی از صورتهای زبان در گفتار وظایفی متفاوت از وظایف خود در نوشتار یا وظایفی علاوه بر آنها به عهده داشته باشند. ما در این مقاله میکوشیم استعمال خاص «که، دیگه (دیگر)، آخه (آخر)، ها» را در فارسی گفتاری بررسی کنیم....( به ادامه مطلب بروید )
🔰🔰🔰
برای بسیاری از مردم جهان شعر همانند موسیقی و نقاشی نوعی تجلی ذوقی و هنری به حساب میآید و در نتیجه بحث دربارۀ آن از حد داوری در مورد قالب و محتوی و مطلوب بودن یا نبودن فراتر نمی رود، اما برای ما ایرانیان شعر فقط یک هنر نیست. ما با شعر و در بستر شعر زندگی میکنیم و رهنمودهایی که برای درست زندگی کردن داریم، اغلب بیت یا مصرعی از یک شعر هستند. ما با آنکه چندان اهل استدلال نیستیم، به شعر استناد میکنیم، در حالی که هرگز در بحثها از عقاید فیلسوفانمان سخنی نقل نمیکنیم. از شاعران با لقبهایی مانند شیخ اجل، لسانالغیب و حکیم و مولانا نام میبریم اما زکریا، فارابی و ملاصدرا هیچگاه از چنین بزرگداشتی برخوردار نبودهاند. بیرونی با همۀ غنایی که در آثارش هست، هرگز راهی به اندرون ذهن ما پیدا نکرده است و کسی به گنجینۀ بیهمتایی که از او به یادگار مانده است، مراجعه نمیکند، کلام منظوم لااقل برای ما ایرانیان دارای نوعی کرامت است و بیدلیل نیست که هروقت از شاعری نقل قول میکنیم، عبارت «میفرماید» را به کار میبریم. افاضات شاعران برای ما همیشه «فرمایش» اما دانشمندان دیگر و اصحاب هنر هرچه گفتهاند، فقط گفتهاند… ( به ادامه مطلب بروید )
فیتز جرالد انگلیسی ـ مترجم رباعیّات خیام
اِدوارد فیتزجِرالد (زادۀ 31مارس1809 ـ درگذشتۀ14ژوئن1883)، نویسندۀ انگلیسی که رباعیّات خیام نیشابوری را برای نخستین بار به انگلیسی ترجمه کرد و به این اعتبار، هم خود معروف شد و هم خیام شهرتی جهانی پیداکرد.
فیتزجرالد در سال 1859، در 50 سالگی، رباعیات خیام را به انگلیسی ترجمه کرد. چاپ دوم این ترجمه غوغایی در لندن به پاکرد و خیام که در ایران کمتر به شاعری شهرت داشت، به زودی در اروپا و آمریکا بزرگترین شاعر و فیلسوف شرق شناخته شد. از آن پس رباعیات خیام به بیش از 40 زبان دیگر ترجمه شد و بیش از هفتصد کتاب دربارۀ خیام به زبانهای مختلف نوشته شد.
«در سال 1859 کتاب کوچکی با جلد کاغذی در لندن منتشر شد و از چاپخانه یکسره به سبد کتابهای ارزان و بی مصرف رفت. یکسال بعد دو تن از شاعران نامی انگلیسی، یعنی روسه تی و سو وینبُرن، در کتابفروشی "گواریچ" کتاب کهنه و ارزانی را که در سبد کتابهای بی مصرف ریخته بودند، یافتند:
«رباعیات عمر خیام، شاعر و منجّم ایرانی، لندن، 1859»
نام مترجم در پشت جلد کتاب و بر صفحۀ عنوان دیده نمی شد.
سووین برن آن کتاب را به یک پِنی (=چند شاهی) خرید. اندکی بعد، نیمی از مردم کتابخوان و ادبدوست لندن این 75رباعی را که در ترجمۀ فیتزجرالد گرد آمده بود، با لذّت فراوان میخواندند و مانند ورق زر می بردند و هر نسخه یی از آن با قیمت گران خرید و فروش می شد. امّا کسی مترجم آن را نمیشناخت و شایع بود که او گویا مرد مقدّسی است که از صحبت با مردم میگریزد، تنبل و بداخلاق و تندخو است و در یک کشتی شکسته به تنهایی زندگی میکند!
هشت سال بعد، ترجمۀ رباعیات به چاپ دوم رسید و مردم … ( به ادامه مطلب بروید )
کمتر فارسیزبانی است که چند بیت شعر فارسی، در حافظه داشته باشد و یکی از برجستهترین محفوظاتِ او، این بیت شیخِ اَجَلّ، سعدیِ شیرازی نباشد:
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
(سعدی، ۱۳۵۶: ۵۷۸)
این بیت به همین صورتی که نقل کردم بر سرِ زبانهاست، یعنی کز سنگ ناله خیزد ، و از عجایب اینکه در هیچ یک از نسخههای اصیل و قدیم دیوانِ او به این صورت دیده نمیشود. در تمام نسخههای کهن و اصیل « کز سنگ گریه آید » است و باید پذیرفت که سعدی نیز به همین صورت گفته است. این تصرّفِ هنرمندانه ذوقِ جامعه بوده است که صورت « کز سنگ ناله خیزد » را جانشین سخن سعدی کرده است.
ذوقِ جامعه گاه از این تصرّفها در شعر بسیاری از بزرگان دیگر نظیر فردوسی و نظامی و مولوی و حافظ نیز دارد که باید مورد بحث جداگانه قرار گیرد از منظرِ reader-response که امروزه در مطالعات ادبیِ فرنگی جایگاه بسیار مهمی پیدا کرده است. بسیاری از شیواترین ضبطهای ادبیات حافظ، در هیچ یک از نسخههای کهن وجود ندارد و نشان میدهد که ذوق جامعه این تصرّف را یک قرن بعد از درگذشت خواجه در شعرِ او، اعمال کرده است. نبوغ در انحصار یک تن و دو تن نیست.
در بیت مورد بحث، تصویری که سعدی آفریده است …( به ادامه مطلب بروید )
در فرهنگ خودمان، نخستین کسی که مدّعی است ترجمه شعر محال است، جاحظ (متوفای ۲۵۵) است. وی در کتاب الحیوان میگوید:
«والشعرََُ لایُستطاعُ اَن یُتَرجَمَ و لایَجُوزُ عَلَیهِ النَقل. وَ مَتی حُوِّلَ تَقَطَّعَ نَظمُهُ و بَطََلَ وَزنُهُ وَ ذَهَبَ حُسنُهُ وَ سَقَطَ مَوضِعُ التَّعَجُّبِ مِنه وَ صارَ کَالکَلامِ المَنثورِ. والکلامُ المنثورُ المُبتَدأُ علی ذلکَ اَحسَنُ وَاَوقَعُ مِنَ المنثورِ الّذی حُوِّلَ مِن موزونِ الشعرِ». یعنی «و شعر، تابِ آن را ندارد که به زبانی دیگر ترجمه شود و انتقال شعر از زبانی به زبان دیگر روا نیست. و اگر چنین کنند «نظم» شعر بریده میشود و وزنِ آن باطل خواهد شد و زیبائیِ آن از میان خواهد رفت و نقطه شگفتیبرانگیزِ آن ساقط خواهد شد و تبدیل به سخن نثر خواهد شد. نثری که خودبهخود نثر باشد زیباتر از نثری است که از تبدیلِ شعرِ موزون حاصل شده باشد.»
نمیدانم در دنیای قدیم، قبل از او، چه کسانی چنین نظریهای را دنبال کردهاند. قدر مسلّم این است که در دوره اسلامی هیچکس به صراحت او، و با توضیحاتِ او، به امتناعِ ترجمه شعر از زبانی به زبانی دیگر نیندیشیده است.[۱]
امروزه هم که نظریههای ترجمه در فرهنگهای مختلف بشری، شاخ و برگهای گوناگون به خود دیده است، باز هم در جوهر حرفها، چیزی آنسوی سخن جاحظ نمیتوان یافت. آخرین حرفی که در پایان قرن بیستم، در اینباره زده شده است، سخنِ شیموس هینی[۲]، برنده جایزه نوبل ادبیّات چند سال قبل است که در مصاحبهای در اکتبر سال ۱۹۹۵ گفت:
Poets belong to the language not to the world
(یعنی شاعران به زبان تعلّق دارند نه به جهان).
در فاصله جاحظ تا شیموس هینی بسیاری ...( به ادامه مطلب بروید )
واکنش های شیمیایی مغز عاشق :( وحید صادقی هشجین/ فیزیوتراپیست )
عشق نیز مانند تمام چیزهای دیگر این جهان بدون دست کم مقداری شیمی و فیزیک نمیتواند وجود داشته باشد. همانطور که یک بار دانشمندی با بد گمانی گفته بود، پیکان های کیوپید، خدای عشق، چنانچه ابتدا به ماده شیمیایی با نام غیررومانتیک و نه چندان خیال انگیز فنیل اتیل آمین آغشته نمی شد، هرگز موثر واقع نمی شد.
بدون اکسی توسین نیز واکنش های بدن انسان هرگز به خلق تراژدی هایی همچون رمئو وژولیت نمی انجامید.
البته هورمون های استروئیدی نظیر استروژن ( estrogen ) و تستوسترون ( testosterone ) در رانه جنسی نقشی حیاتی ایفا می کنند و بدون آنها شاید هرگز وارد قلمرو پرخطر عشق واقعی نمی شدیم. اما مشهورترین ماده شیمیایی مربوط به عشق همان فنیل اتیل آمین…. به ادامه مطلب بروید
🔰🔰🔰
آیا شعر منثور , ( با تمام زیرمجموعه هایش از سپید گرفته تا حجم و گفتار ) به صرف اینکه نام شعر را در شناسنامه ی خود یدک می کشند , تحولی هستند که در شعرفارسی اتفاق افتاده است یا اینکه خاستگاه این تحول در نثرادبی فارسی ست ؟
قصد ما از بیان این پرسش ,نه به چالش کشیدن این گونه ی ادبی ست و نه به معنی برداشتن چُماق و کوفتن بر سر این گونه ی ادبی که با ظهورش , ادبیات فارسی را حجیم تر از قبل کرده , و توانی به توان زبان ادبی ما افزوده است نیست. بلکه هدف ما مشخص کردن جایگاه ادبی آن در ادبیات فارسی ست , شعرمنثور همانقدر ارزشمند هست که سایر گونه های ادبی ارزشمند می باشند . سیر تحولاتی که ...
نیما در برهه ای بنیان شعر فارسی را به هم ریخت و انتظار داشت شاگردانی داشته باشد که کار او را ادامه دهند، اما اگرچه زمان زیادی از وفات او نمی گذرد، قالب ابداعی اش کمتر به کار می رود، اگرچه روح شعر نو کماکان بر فضای ادبیات حاکم است.
کار نیما صرفا پیشنهاد یک قالب نبوده، بلکه...
هویت خواهی ناسیونالیستی به شما اجازه نمی دهد سراغ گنجینه معارف بروید و آنها را به نقد بکشید. می گویند هر کاری در رمان و شعر می خواهی بکن، چه کار داری به خاقانی! در صورتی که شما با خاقانی کار دارید. نیما با نوع خاقانی کار داشت. رفت هفت هشت ده سال تجزیه تحلیل کرد، نقد کرد، گفت این طرز نگاه، نگاه ابژکتیو به جهان نیست. نگاهی است که به دنیای مُثُل و کهن الگو ( آرکه تایپ ) های ما وصل است و نمی تواند نگاه عینی مشخص بکند. گفت از این نگاه نمی توانید شعر نو و رمان در بیاورید. به این دلیل توانست به تحول شعر برسد. اگر بخواهید به نگاه نو برسید باید پیشینه فرهنگی خودتان را نقد کنید.