شادان شهرو بختیاری : shadan blog

شادان بلاگ : *** وبگاه رسمی شادان شهرو بختیاری *** : shadan shahroo bakhtiari

شادان شهرو بختیاری : shadan blog

شادان بلاگ : *** وبگاه رسمی شادان شهرو بختیاری *** : shadan shahroo bakhtiari

شادان شهرو بختیاری : shadan blog

🔰🔰🔰
......................................
💦 شادان شهرو بختیاری💦
......................................
shadanblog74@gmail.com
......................................✍️
نقاشی ها و عکس هایی که
در بالای اشعار استفاده شده
از فضای نت ذخیره و با تصاویر
دیگر تلفیق شده اند . 💦
.....................................

غزل شماره  ۱۴۶

وزن/ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن

اِدُوی گُل، مِنِه چَن تیره وُ تَش ، تَش وَنـدی

تـالِـته گَـردِنِ چَن تـا دِلِ سَرکَـش ، .. وَنـدی


تا به مِرزِنگ کِشی سیرمِه،کَشِن شِهنِه تیات 

مِنی اِنگــار ؛ که زین ، وُر سَرِ اَبــرَش وَنـدی


ری بـه تــاراز بِکُـن ، .. تـا کـه زِ بِـرچِ نَظَـرِت

بِنیَـرِن ایــل ؛.. چِطَو ساسِه سَرِ گَش وَنـدی


مِلثِ سودابه ی پَل کَندِه ، بِگو؛ .. تا به حَلا 

چَند تـاجِـن زِ سَـرِ چَـنـد سِیاوَش ، .. وَنـدی


کـالَلِ پَنگـه وَنِـت ؛ بِنیَـر و ، .. بِنیَـر به دِلُـم

تا بِبینی؛که چِقَد ریس ، خَط و خَش وَنـدی


دُر دِیـاره که بـه خیـنِ مو خُمِـه کِـردی رَنگ

زو گُـلا لالـه ی سُهـری که به مَفـرَش وَنـدی


جَخت فَهمُم که سیچه هادُقِ دل، دَستُم نی

بَعدِ چِل سال ، که شَهرونه ، مُشَوّش وَنـدی



مجموعه غزلیاتِ لُری بختیاری شادان شَهرو 


۱ ... ای گُل می دانی تویِ چند تیره و تَش آتش انداخته ای ؟ (ای گل می دانی) تار زلفت را گردنِ چند تا دلِ سرکش انداخته ای؟


۲ ... تا به مژه ات سُرمه می کشی ، چشم هایت شیهه می کشند ، انگاری که بر سر اَبرَش ( اسب خالدار ) زین انداخته ای.


۳ ... رو به تاراز بکُن تا از برقِ نگاه تو ، ایل تماشا کنند که چطور سایه اش را بر دامنه اش انداخته ای .


۴ ... مثل سودابه ی گیسو بریده بگو که تا به حالا چند تاج را از سر چند سیاوش انداخته ای.


۵ ... نگاه به چشمان کالِ پنجه اندازت بکن  و به دلم نگاه کن تا ببینی که چقدر روی اش خط و خَش انداخته ای .


۶ ... ای دختر ، پیداست که با خون من خامه رنگ کرده ای ، از آن گل های سُرخی که به مَفرَش انداخته


۷ ... تازه می فهمم که برای چه کنترل دل دستم نیست ، بعد از چهل سال که شهرو را مشوش انداخته ای


معنی لغات :


اِدُوی ... میدانی


مِنِه ... تویِ


چَن ... چند


تیره وُ تَش ... نام تقسیمات ایلی در بختیاری  ست ، هر چند تَش یک تیره را تشکیل می دهند و هر چند تیره یک طایفه و هر چند طایفه یک باب و هر چند باب یک شاخه ایلی را می سازند ، 


تَش وَنـدی ... آتش انداختی


وَنـدی ... انداختی ، به تناسب لحن بیان معنی انداخته ای هم می دهد.


تـالِـته  ... تار زلفت را


مِرزِنگ ... مُژه


کِشی ... می کشی


سیرمِه ... سُرمه


کَشِن ... می کشند


شِهنِه ... شیهه


تیات ... چشمهایت


مِنی اِنگــار ... مثل اینکه انگاری


وُر سَرِ  ... بر سَرِ ، رویِ


اَبــرَش ... به اسبی که خال داشته باشد اَبرَش می گویند


ری بـه تــاراز ... رو به تاراز ( رو به کوه تاراز)


بِـرچِ ... برقِ


بِنیَـرِن ... بنگرند، تماشا کنند ، نظاره کنند


چِطَو ... چطور


ساسِه ... سایه اش را


سَرِ گَش ... سر دامنه  ( به دامنه کوه گَشِ کوه می گویند )


مِلثِ ... مثلِ


سودابه ی پَل کَندِه ... سودابه ی گیسو کَنده ( سودابه دختر شاه هاماوران و زن کیکاووس کیانی و نامادری سیاوش)


تا به حَلا ... تا به حالا


چَند تـاجِـن ... چند تاج را


کـالَلِ ...  چشمان کالِ  


 پَنگـه وَنِـت ... پنجه اندازت


بِنیَـر ... بنگر ، نگاه کن


که چِقَد ریس ... که چقدر روی اش


دُر  ... دختر ، ای دختر


دِیـاره ... پیداست


به خیـنِ مو ... به خون من


خُمِـه ... خامه(خامه که با آن فرش و مفرش می بافند )


کِـردی رَنگ ... رنگ کردی


زو ... از آن


گُـلا ... گلهای


سُهـری ... سُرخی


مَفـرَش  ... یکی از صنایع دستی بافتنی عشایر است  ، مثل قالی بافته می شود ولی شبیه صندوق است، 


جَخت ... تازه


فَهمُم ... می فهمم


که سیچه ... که برای چه ، چرا


هادُقِ ... کنترل ، مُراقب 



نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
http://www.shereno.com/9986/