شادان شهرو بختیاری : shadan blog

شادان بلاگ : *** وبگاه رسمی شادان شهرو بختیاری *** : shadan shahroo bakhtiari

شادان شهرو بختیاری : shadan blog

شادان بلاگ : *** وبگاه رسمی شادان شهرو بختیاری *** : shadan shahroo bakhtiari

شادان شهرو بختیاری : shadan blog

🔰🔰🔰
......................................
💦 شادان شهرو بختیاری💦
......................................
shadanblog74@gmail.com
......................................✍️
نقاشی ها و عکس هایی که
در بالای اشعار استفاده شده
از فضای نت ذخیره و با تصاویر
دیگر تلفیق شده اند . 💦
.....................................


غزل شماره  ۱۴۴

وزن/ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان

همه دُنیــا بـه جِلَو پیـش اِرِن ،  مـا واپُشـت

هُکه چیزی به کَفِس داره، تَرِه وا کُنه مُشت


تُمِ تی، سَمتِ گَپِ ، دَست اِرِه، سَمتِ کوچیر

کاش نیمَنـد مِنِـه میوه خوری ، میوه دُرُشت


زانِهِشتی کـه تَــوارِس بــه فِــریـدون اِرَسـه

اِختیـارِس کــه بـه آخُنـد بِـدِه ، نیکُـنـه رُشت


وُر سَرِ سَنگِ مَزارِس، نَخُوِن سَـوگ سُرود 

هُکه اِز ذِهن و زُوِس،زَنگِ خُرافاتِ نَشُشت


مِـن تِنیــرِ دِلِ هـــر پـاک زُمــارِن ، نِـیَــرُم

بَعــدِ دَه قَرن ، تَشِس سَوز و بِلازِ زَرتُـشـت


ای که وا دُشمِنِ ایــران اِگِری گَل، .. اِدُوی

بابَکِن، چی تو نَیَرزی به فَنا دادِس و کُشت


اَر بِخا بِهلِس و اَر خا بِبُـرِس، .. نید قَشَنگ

هُکه اِز داس ،.. زُمار آبییِه وا شَش اَنگُشت



مجموعه غزلیاتِ لُری بختیاری شادان شَهرو 


۱ ... همه دنیا به جلو پیش می روند ما به عقب ، آن کسی که به کف اش چیزی دارد می تواند مُشت اش را باز کند .


۲ ... طعم چشم به سمت بزرگ هست و دست به سمت کوچک می رود ، ای کاش در میوه خوری ، میوه ی دُرُشت باقی نمی ماند.

 ( اگر دقت کرده باشید ، میزبان به احترام مهمان ، میوه کوچک را از میوه خوری برمیدارد تا مهمان میوه های درشت تر را بردارد . از آنطرف مهمان هم میوه ی کوچک را بر میدارد تا در نگاه میزبان حریص جلوه نکند . سر آخر میوه های دُرشت در میوه خوری باقی می مانند ، ما ایرانی ها واقعا فیلمیم )


۳ ... نسلی که تبارش به فریدون می رسد ، اختیارش را که به آخوند بدهد رُشد نمی کند .


۴ ... بر سر سنگ مزارش سوگ سُرود  نخوانند ، آنکه از ذهن و زبانش زنگ خرافات را نشُست. 


۵ ...  درون تنور دل هر حلال زاده ای را که می نگرم ، بعد از ده قرن ، زرتشت آتش اش سبز و شعله ور است 


۶ ... ای که با دشمن ایران رفاقت می کنی ، آیا می دانی بی ارزشی مثل تو ، بابک را به فنا داد و کُشت.


۷ ... اگر بخواهد نگاهش دارد و اگر بخواهد ببُردش قشنگ نیست ، آن کسی که از مادرش با شش انگشت متولد شده است . 


.

.

معنی لُغات ؛


اِرِن ... می روند 


واپُشـت ... به عقب


هُکه ... آنکه ، آن کسی که 


به کَفِس داره ... به کف اش دارد


تَرِه ... می تواند


وا کُنه ... باز کند


تُمِ تی ... طعم چشم


سَمتِ گَپِ ... متمایل به بزرگ هست


 دَست اِرِه ... دست می رود


سَمتِ کوچیر ... سمت کوچک


کاش نیمَند ... کاش نمی ماند


مِنِـه میوه خوری ... داخل میوه خوری


زانِـهِشتی ... نسلی


کـه تَــوارِس ... که تبارش


اِرَســه ... می رسد


اِختیـارِس... اختیارش


که به آخُند بِدِه ... که به آخوند بدهد


نیکُنـه رُشت ... رشد نمی کند


وُر سَرِ ... بر سَرِ


سَنگِ مَـزارِس ... سنگ مزارش


نَخُـوِن ... نخوانند


سَـوگ سُـرود ... سوگ سُرود


هُکه اِز ذِهن و زُوِس ... آنکه از ذهن و زبانش


نَشُشت ... نشُست


مِـن تِنـیــرِ ... داخل تنورِ


پــاک زُمـــارِن ... حلال زاده ای را ( زُمار یعنی زاده ، پاکزُمار یعنی حلال زاده ، پاکزاده )


نِــیَــرُم ... می نگرم


تَشِس ... آتش اش


سَوز و بِلازِ  ... سبز و شعله ور است


ای که وا ... ای که با


اِگِــری گَل ...  رفاقت می کنی 


اِدُوی ... می دانی


بابَکِن ... بابک را


چی تو نَیَرزی ... مثل تو بی ارزشی


دادِس ... دادش


اَر بِخـا ... اگر بخواهد


بِهلِس ... نگاهش دارد،باقی بگذاردش


اَر خا بِبُـرِس ... اگر بخواهو ببُردش


نید قَشَنگ ... قشنگ نیست 


هُکه اِز داس ... آنکه از مادرش


زُمار آبییِه ... متولد شده است


وا شَش اَنگُشت ... با شش انگشت


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
http://www.shereno.com/9986/